سبک ها ، مکاتب
و
انواع فیلم
اقتباس (
Adaptation )
در حالت کلی هر اثری در قالب یک رسانه خاص که
بر اساس اثری در رسانه ای متفاوت شکل می گیرد را اقتباس گویند.
اقتباس های سینمایی را می توان بر اساس نمایش نامه ،
رمان ، داستان کوتاه ، وقایع تاریخی ، زندگی نامه ها و گاه حتی شعر یا تصنیف
ساخت.
اقتباس هم می تواند آزاد باشد ( Loose Adaptation ) و در آن
حال و هوای کلی اثر ، بخشی از آن ، شخصیتی ، یا حتی یک عنوان حفظ گردد و هم می
تواند کاملا وفادارانه باشد و در آن داستان اصلی ، شخصیت ها و حتی گفت و گوها را تا
حد ممکن حفظ کرد.
آثار سینمایی درخشانی از روی آثار ادبی به ویژه رمان های محبوب
و پر فروش ساخته شده اند ، از همین رو برخی جشنواره های سینمایی جایزه متفاوتی را
برای فیلم نامه های اقتباسی در نظر گرفته اند. بسیاری از محبوب ترین فیلم های تاریخ
سینما بر اساس رمان های پر فروش ساخته شده اند
آثاری مانند بر باد رفته ( 1939- Gone With
The ) بر اساس رمانی از مارگارت میچل ( Margaret Mitchell ) و
پدر خوانده ( 1972- Godfather ) بر اساس رمانی از ماریو پوزو (
Mario Puzo ).
در هر دو مورد کتاب هایی نه چندان قوی ، اما دارای خط
داستانی جذاب به دست فیلم سازانی توانمند به فیلم هایی مهم و مطرح و با عمقی بیش تر
از اصل کتاب بدل شده اند. با هر چه بیشتر ریشه دار شدن اقتباس های ادبی در سینما
رابطه تنگاتنگی بین سینما و ادبیات در حال شکل گیری است.
اکسپرسیونیسم (
Expressionism )
مکتبی سینمایی که از 1919 تا حدود 1933 در
آلمان شکل گرفت. این مکتب اساسا یک مکتب هنری است که پیش از این در عرصه نقاشی ،
ادبیات ، تئاتر و موسیقی فعال شده بود.
این مکتب در سینما می کوشد واقعیت مادی را به صورت
بازتاب ذهنی جهان از نظر شخصیتی در فیلم ارائه دهد.
این کار از طریق صحنه پردازی پیچیده و اغراق شده ،
سایه های سنگین ، فضاسازی غریب ، زوایای اریب و کج و معوج ، خطوط شکسته ، لباس و
آرایش غیر متعارف و سبک خاص بازیگری انجام می گرفت.
از جمله فیلم های مطرح این مکتب می توان به کابینه
دکتر کالیگاری ( 1918- The Cabinet Of Dr. Caligari) ، نوسفراتو ، یک
سمفونی ترسناک ( 1922 ) اشاره کرد.
امپرسیونیسم (
Impressionism )
امپرسیونیسم ابتدا جنبشی در نقاشی بود ،
که در بین نقاشان فرانسوی در اواخر قرن نوزدهم میلادی رایج بود و در اوایل دهه 1920
به سینما راه یافت.
در این جنبش هدف آن است تا با استفاده از نور ، سایه ،
رنگ ، حالت کانونی ، بافت تصویر ، زاویه دوربین و تدوین ، از ضبط رئالیستی رویدادها
و صحنه های واقعی فاصله گرفته شود و تاثیری ذهنی خلق کند.
در واقع فیلم سازان امپرسیونیست می کوشیدند تا همتای
نقاشان امپرسیونیست ، جلوه های ذهنی خاصی را با دوربین در آثار روایی خود خلق کنند.
از چهره های مهم این مکتب می توان به لویی دلوک (
Louis Delluc ) ، ژرمن دولاک ( Germaine Dulac ) ، ژان
اپستاین ( Jean Epstein ) و آبل گانس ( Abel
Gance )اشاره کرد.
از فیلم های مهم این مکتب نیز می توان به تب ( 1921-
Fever ) ساخته دلوک ، قلب وفادار ( 1923- Faithful
Heart ) ساخته اپستاین و چرخ ( 1923- The Wheel ) ساخته آبل
گانس اشاره کرد.
انیماسکوپ (
Animascope )
روشی که در آن ، از بازیگران زنده
طوری فیلم برداری می شود که خطوط حاشیه ای بدنشان پر رنگ به نظر می آید و در نتیجه
به شخصیت های نقاشی های متحرک شباهت می یابند.
این روش راه بسیار ارزان تر و آسان تری برای ساختن
فیلم نقاشی متحرک ، نسبت به ترسیم اشکال روی طلق و خلق حرکت است.
انیمیشن(تحرک دادن) Animation
شیوه فیلمسازی که در آن به اجسام و تصاویر (معمولا" نقاشی
شده) بی حرکت ، تحرک بخشیده می شود .
این کار با دوربین مخصوص فیلمبرداری منقطع و کادر به
کادر صورت می گیرد ، یعنی از جسم یا تصویر یک کادر (یک بیست و چهارم ثانیه)
فیلم گرفته می شود . بعد جای جسم را کمی عوض می کنند و یا تصویر دیگری که با تصویر
قبلی کمی تفاوت داشته باشد در مقابل دوربین قرار میدهند و این کار ادامه پیدا می
کند و در مجموع ، جسم یا تصویر در یک سلسله کادرهایی که موقع نمایش به طور پیوسته
روی پرده می آید، حرکت می کند.
تحرک دادن به اجسام و تصاویر خود چند نوع فیلمسازی را
تشکیل می دهد ، وسیعترین،مهمترین ومعروفترین شاخه نقاشی متحرک (یا نقاشی مضحک
متحرک) Animated Carton (که برای آن در گذشته ها در ایران تعبیر عامیانه ولی رسای
"مضحک قلمی" وضع شده بود).
نقاشی متحرک خود نیز یکی از شاخه هایش نقاشی های بریده
شده(cut-out) است که در آن تصویر (معمولا" موضوع و قهرمان داستان) از یک زمینه قبلی
بریده و جدا می شود و با مفاصل و اعضای قابل تبدیل و تحرک روی زمینه ثابتی قرار می
گیرد .
یک نوع دیگر نقاشی متحرک که رواج کمتری دارد نقاشی
مستقیم روی نوار شفاف است.
فیلم های تحرکی شاخه وسیع فیلم های عروسکی (Puppet Film)
را هم در بر می گیرد که در آن عروسکها بر زمینه دکورهای سه بعدی و برجسته حرکت داده
می شوند و ظرافت پردازی در دکور و لباس و سایر اجزاء این نوع فیلمسازی را دشوارتر
از نقاشی متحرک می سازد و در نتیجه رواج کمتری دارد .
از حرکت دادن به اجسام ثابت در فیلم های آگهی ، تبلیغاتی
و نیز به صورت یک جور حقه سینمایی در مورد فیلمهای معمولی استفاده می شود ،
اولین سازنده معتبر فیلمهای نقاشی متحرک "امیل
کول"E.Cohl فرانسوی است که از سال 1908 شروع به ساختن این قبیل فیلمها کرد....در
آمریکا "ماکس فلایشر" M.Fleischer با سری"پاپ آی" Pop eye "بتی بوپ"B.boop و غیره
،
"والت دیزنی"با "میکی ماوس"Mickey mouse ،"دانالد داک"
Donald duck و غیره
"تکس ایوری" t . avery و "چاک جونز" Ch .jones با سری
"باگزبانی"Bugs bunny ،
"هانا" و "باربرا" Hanna-barbera با سری "تام اند جری"
Tom and jerry (موش و گربه) و بالاخره "جان هابلی"j. hably
در انگلستان ،"ریچارد ویلیامز Williams "R.
جرج دانینگ " G. dunning و "جان هالابس" ،
" در فرانسه "ژان ایماژ" ،
در آلمان"هانس ریختر"H.richter ،"والتر روتمان" و "لوته
راینر"lotte reiner ،
در کانادا "نورمن مک لارن " N.m- laren (که بیشتر به
شیوه نفاشی مستقیم روی نوار فیلم کار می کند )،
در ایتالیا "برونو بوزه تو "Bruno bozzeto و
"کاواندولی"cavandoli ،
در لهستان "یان لنیتا"yan lenica ،
در چکسلواکی "ییژی ترنکا" jiri tranka ،"ازدنک
میلر"zdnek miler ،"کارل زمان" karl zeman
و در یو گسلاوی "دوشان ووکوتیچ"D.vokotic سازندگان سر
شناس فیلمهای متحرک هستند .
از این جمع البته والت دیزنی (که حتما" اولین فیلم بلند
نقاشی متحرک را بوجود آورد ) و شخصیت های او محبوبترین و معروفترین هستند.
بلاک باستر ( Block
Buster )
فیلم های بسیار پر خرج و عظیم که معمولا طولانی تر از
زمان فیلم های عادی هستند و پر آب و رنگ ساخته می شوند و معمولا از دکورهای عظیم
استفاده می کنند.
این فیلم ها با توجه به هزینه ای که در بر داشته اند
باید فروش زیادی بکنند تا به سوددهی برسند.
بلاک باستر هم معنای پرخرج را با خود دارد و هم معنای
پر فروش را، مثل فیلم هایی مانند برباد رفته ( 1939- Gone With The
Wind )، تایتانیک ( 1998- Taitanic)، جنگ ستارگان ( 1977-
Star wars ) و ... .
تریلر (
Thriller)
هر فیلم پر ماجرا و هیجان انگیزی که در تماشاگر
حس تعلیق ایجاد کند ، مثل فیلم های جنایی ، جاسوسی و ماجراجویانه.
تمثیل ( Allegory
)
این واژه بیشتر در ادبیات مصطلح است ، اما در سینما برای توصیف فیلمی
به کار می رود که به نظر می آید ، شخصیت و حوادث موجود در فیلم نشان دهنده
موقعیتی بیرون از فیلم یا بعضی موقعیت های اخلاقی فراگیر هستند.
گاهی تمثیل بسیار صریح و واضح است و گاه به صورت
پنهانی در متن اثر گنجانده شده است .
تئوری مولف
( Auteur Theory )
تئوری که
اولین بار توسط الکساندر آستروک ( Alexandre Astruc ) ، در فرانسه و
در مقاله ای با نام دوربین - قلم که در سال 1948 منتشر کرد ، مطرح شد. از نظر او
دوربین چون قلمی است در دست فیلمساز برای خلق یک فیلم ، و نه ارائه تصویری اندیشه
های از پیش طراحی شده فیلمنامه نویسان.
این تئوری ، کارگردان را اصلی ترین عامل
تولید فیلم می داند و فیلم را ثمره شخصیت و دیدگاه او می پندارد و تمام فیلم های او
را از نظر تکنیک ، سبک و تم به یکدیگر مربوط می داند.
این تئوری توسط دیگر
منتقدان فرانسوی به ویژه منتقدان مجله کایه دو سینما همچون فرانسوا تروفو (
Francois Truffaut ) ، ژان لوک گدار ( Jean - Luc
Godard ) و اریک رومز ( Eric Rohmer ) ، پی گیری
شد
جلوه کولشوف
( Kuleshov Effect )
معنا
و تاثیری روانی که از کنار هم گذاشتن نماهای منفرد و حتی شاید به نظر بی ارتباط خلق
می شود ، بدون اینکه در خود آن تکه فیلم ها موجود باشد.
مثلا ، چشم + آب = گریه کردن. این مفهوم اصلی مونتاژ
به تعبیر لف کولشف ( Lev Kuleshov ) و شاگردانش در مدرسه دولتی مسکو
در اوایل دهه 1920 بود.
رئالیسم (Realism
)
در کلی ترین مفهوم ، رئالیسم در سینما یعنی دیدگاه و نگاهی سر راست و
صادقانه به جهان واقعی ، از طریق ، بازی بازیگران و نشان دادن محیط زندگی آنان با
حداقل دستکاری از سوی فیلمساز یا تمهیدات فنی.
از این نظر رئالیسم در سینما با مکتب تقلید از واقعیت
در ادبیات و نقاشی مشابهت دارد ، به این معنی که هنر باید بیان کننده واقعیت باشد و
درک انسان را از جهان اطرافش افزایش دهد.
اما هر چه فیلمساز تلاش کند باز هم رئالیسم در سینما
نسبی است و ثبت جهان واقعی بدون هیچ کم و کاستی به طور مطلق امکان پذیر
نیست.
رئالیسم سوسیالیستی
( Socialist Realism
)
نظریه و مکتب خاصی که در دهه 1930 در شوروی آغاز شد و تا دهه 1950 دوام
داشت و همه آثار هنری به ویژه سینما را تحت تاثیر قرار داد.
اساس این نظریه بر این مسئله استوار بود که هر گونه
اثر هنری باید از نظر تاریخی واقعی و موثق باشد و از نظر ایدئولوژیکی هم باید برای
آموزش مبانی کمونیسم به کارگران مفید باشد.
تناقض کاملا آشکاری در این نظریه وجود دارد. در این
نظریه فرمالیسم به شدت محکوم بود و فرد گرایی یا ذهن گرایی کمترین نقش را
داشت.
استالین از سال 1927 که زمام امور کشور را به دست گرفت ، مبانی این نظریه
را به شدت مورد حمایت قرار داد. در نتیجه هنرمندان مختلف به ویژه سینماگران تحت
فشار شدید قرار گرفتند.
به این ترتیب دوره فرمالیسم ، شکوفاترین دوره تاریخ
سینما در این کشور و یکی از مهم ترین ادوار سینمای جهان با هنرمندان بزرگی چون
سرگئی آیزنشتاین ( Sergei Eisenstein ) ، پودوفکین (
Pudovkin ) و ژیگا ورتوف ( Dziga Vertov ) و با آن همه
آثار ارزنده رو به افول نهاد و جای آن را ساخت فیلم های تبلیغاتی و متظاهرانه
گرفت.
رئالیسم شاعرانه
( Poetic Realism )
اصطلاحی
که منتقدان و تحلیل گران به ویژه ژرژ سادول ( George Sadoul ) (
منتقدر مطرح فرانسوی ) به فیلم هایی از سینمای فرانسه که در فاصله سال های 1934 تا
1940 ساخته شده بود ، اطلاق می کنند.
این فیلم ها ، رئالیسم را با سبکی شاعرانه و تغزلی در
می آمیختند.
موضوع این فیلم ها ، مسائل عادی و روزمره بود ، اما
فیلمسازان این مسائل را با برخوردی شاعرانه و با تاکید بسیار بر میزانسنی خاص ،
تصویر می کردند.
ژاک فدر ( Jacques Feyder
) یکی از اولین فیلم سازان این جنبش بود. از دیگر چهره های سرشناس این جنبش می توان
به مارسل کارنه ( Marcel Carne ) و ژان رنوار ( Jean
Renoir ) اشاره کرد.
از فیلم های مطرح رئالیسم شاعرانه نیز می توان به توهم
بزرگ ( 1937- The Grand Illusion) و قاعده بازی (
1939- The Rules of the Game ) هر دو ساخته ژان رنوار و بندر مه آلود
( 1938- Port of Shadows ) ساخته مارسل کارنه اشاره
کرد.
« نمایی از فیلم توهم بزرگ ( 1937) »
زیبایی شناسی سینما
( Film Aesthetics
)
زیبایی شناسی شاخه ای از فلسفه است که به بررسی زیبایی در هر اثر هنری
می پردازد و در پی آن است تا نظامی از اصول مجرد ناظر بر زیبایی را بنا نهد
و بسط دهد. زیبایی شناسی در ضمن با پاسخ های روانی و احساسی تماشاگر نسبت به زیبایی
در هنر سر و کار دارد.
نقد مبتنی بر زیبایی شناسی در عصر حاضر به تاثیر اثر هنری
بر مخاطب ، واکنش مخاطب و نحوه خلق این واکنش در مخاطب ، سر و کار دارد.
در این میان زیبایی شناسی سینما به پاسخ های درونی
تماشاگر ، از نظر روانی و احساسی به فیلم و اینکه چگونه هر فیلم به عنوان اثری هنری
شناخته می شود ، می پردازد و از طریق پرداختن به محتوا و تکنیک به آنها پاسخ می
دهد.
سوررئالیسم (
Surrealism )
جنبشی در هنر که در اواسط دهه 1920 در
عرصه های نقاشی ، ادبیات و سینما پدید آمد.
سوررئالیسم ، مخالف قراردادهای رایج بود و تمایلات پوچ
گرایانه داشت و در ضمن در پی آن بود که با ارائه آموزش های فروید و با تکیه بر
اندیشه های مارکس ، نقدی سیاسی و اعتراض آمیز نسبت به نهادهای تثبیت شده ای چون
حکومت عرضه کند. نظریه پرداز مطرح این جنبش آندره برتون ( Andre
Burton ) بود و از نظر او رویا ، توهم و فعالیت ناخودآگاه ذهن ، جلوه گاه
هنر واقعی و حتی فرا واقعی بود.
سینمای سوررئالیستی مرز بین واقعیت درونی و
واقعیت بیرونی را مخدوش کرد و به استدلال علت و معملولی پایان داد و در عین حال بر
شانس و اتفاقات تصادفی تاکید کرد.
این سینما در پی آن بود که حالت های غیر عقلایی ، عصبی
و حتی ترسناک ذهن را به تصویر بکشد.
فیلم ساز مطرح این جنبش ، لوئیس بونوئل (
Luis Buñuel ) و فیلم مهم او سگ آندلسی ( 1928-
An Andalusian Dog ) است.
« نمای معروفی از فیلم سگ آندلسی ( 1928 ) »
سینما- چشم
( Kine – Eye )
تئوری
سینمایی ژیگاورتوف ( Dziga Vertov ) ، سازنده فیلم های مستند و خبری
در اتحاد شوروی ، بعد از انقلاب.
در نظر ژیگاورتوف ، دوربین فیلمبرداری مانند جشم انسان
بود و می توانست عناصر اصلی هر وضعیت را کشف و روی آن تمرکز کند.
اما چشم دوربین ، انعطاف پذیر تر از چشم انسان بود و
می توانست حقیقت هر چیز را ببیند و آن را آشکار کند و این کار با تغییر فاصله ،
تغییر زاویه ، دستکاری در سرعت و... شدنی است. در واقع انگیزه این اقدامات ، ارائه
واقعیت به همان صورتی است که وجود دارد.
ورتوف اندیشه ها و دیدگاه هایش را در
قالب چند بیانیه بیان کرد و سرانجام در سال 1919 ، گروه سینما – چشم را تشکیل داد و
طی سه سال از 1922 یک رشته فیلم خبری ، موسوم به سینما – حقیقت تدوین کرد ، فیلم
هایی که از سراسر اتحاد جماهیر شوروی و از زندگی روزمره مردم تهیه کرده
بود.
همچنین ببینید : فیلم مستند
چیست؟
سینمای صامت
( Silent Cinema
)
هر فیلمی که در آن صدا نقشی نداشته باشد را صامت گویند.
هر فیلمی را
که متعلق به دوران قبل از ورود صدا به سینما است ، یعنی فیلم هایی که در فاصله سال
های 1895 تا 1927 ساخته شده را فیلم صامت گویند. فیلم های این دوره را معمولا بر
اساس توسعه تاریخی این صنعت و نیز جنبه های خاص آن که با سینمای ناطق تفاوت دارد
ارزیابی می کنند.
سینمای فاجعه
( Disaster Film )
ژانری که
در آن خشونت و بلای طبیعی ، عده کثیری از مردم و طبیعت را نابود می کند برای مثال
سیل یا زلزله یا قوع جنگ اتمی.
چنین فیلم هایی ، بیش از آنکه بر شخصیت پردازی یا طرح
داستانی تکیه داشته باشند ، بر نمایش بلایای طبیعی و غیر طبیعی ، یکی پس از دیگری
تکیه دارند. در این فیلم ها خلق جلوه های ویژه چشمگیر بیشتر از همه مهم
است.
سینمای مینی مال
( Minimal Cinema )
عبارتی
که معمولا به فیلم هایی اطلاق می شود که که به خاطر تعلق خاطر عمیقشان به رئالیسم ،
از تجهیزات و تکنیک های پیچیده سینمایی ، تا حد ممکن استفاده نمی کنند تا تماشاگر
آنقدرها احساس نکند که در حال تماشای یک فیلم است.
از جمله این فیلم ها می توان به خاطرات یک کشیش دهکده
( 1951- Diary of a Country Priest ) ساخته روبر برسون (
Robert Bresson ) اشاره کرد.
سینه ماکروگرافی
( Cinemacrography )
فیلم
برداری از اشیای کوچک و ریز بدون استفاده از میکروسکوپ ، اما با عدسی های نرمال و
ابزاری که دامنه فعالیت عدسی دوربین را افزایش دهند.
این روش معمولا در فیلم برداری از طبیعت یا فیلم های
زیست شناسانه و مستند به کار می رود. این روش را ماکرو سینماتوگرافی و سینه فتو
ماکروگرافی هم می نامند.
سینه میکروگرافی
( Cinemicrography )
فیلم
برداری از اشیای کوچک و ریز با استفاده از میکروسکوپ.
این روش برای ساختن فیلم های تحقیقاتی و پزشکی به کار
می رود. این روش را میکروسینه ماتوگرافی ، سینه فتومیکروگرافی و سینه میکروسکوپی هم
می نامند.
فانوس خیال
( Laterna Magika )
ترکیبی
از نمایش زنده و فیلم که در چک اسلواکی ابداع شد و مجموعه ای از موسیقی زنده ،
بازیگر زنده ، فیلم ، اسلاید و موسیقی از پیش ضبط شده است.
فرایند پرده آبی
( Blue Screen Process )
یک
فرایند بسیار پر مصرف که نیازمند دوربین خاصی نیست و در آن چند عنصر تصویری
فیلمبرداری شده را به طور مجزا در یک تصویر ترکیبی ، کنار هم قرار می دهند.
در این فرایند از سوژه برای مثال بازیگران در نور سفید
و در برابر پرده ای آبی رنگ ، با فیلم منفی رنگی ، فیلم برداری می کنند ، سپس در پس
زمینه یعنی همان جا که پرده آبی هست هر نوع تصویری را بر روی همان فیلم منفی قرار
می دهند.
فرایند شوفتان
( Schufftan Process )
روشی
برای ترکیب کردن یک دکور کامل و بزرگ به کمک تصویر نقاشی شده یا ماکت ، در نمایی از
فیلم.
در این روش آینه ای با سطح نقره ای در زاویه ای 45
درجه نسبت به دوربین قرار می گیرد و تصویری را از کنار میدان دید دوربین ، به عدسی
منتقل می کند ، سپس بخش هایی از نقره پشت آینه تراشیده می شود و دوربین قادر خواهد
بود از خلال فضای بی نقره ، صحنه پشت آینه را با تصویر بازتابی ترکیب کند. این
فرایند معکوس شدنی هم هست ، به این ترتیب که جای آنچه در کنار میدان دید دوربین
قرار می گیرد را با آنچه در پشت آینه قرار می گیرد عوض کنند.
فرایند شوفتان ،
تصویر ترکیبی نسبتا مطلوبی ارائه می دهد ، زیرا عناصر ترکیب شونده در یک زمان و با
یک دوربین فیلم برداری می شود . اما این تکنیک کند است و امکان حرکت دوربین در آن
وجود ندارد ، به همین خاطر پس از مدتی روش های دیگر جایگزین این روش شدند.
این
روش به نام ابداع کننده اش یعنی ، اویگن شوفتان ( فیلم بردار آلمانی ) نامگذاری شده
است.
« نمایی از فیلم مترو پلیس ( 1927-
metropolis ) ، ساخته فریتس لانگ ( Fritz Long
)، که توسط شوفتان فیلم برداری شد. در این نما از فرایند شوفتان استفاده
شده.»
فرمالیسم
( Formalism
)
جنبشی هنری که در آن فرم بر محتوا ارجحیت دارد. به عبارت دیگر نحوه
عرضه هر چیز ، بیش از محتوای آن مهم است.
در نظر فرمالیست ها ، فرم در خود کامل است و توجیهات
زیبایی شناختی خود را دارد.
در مطالعات سینمایی ، وقتی فرمالیسم مطرح می شود
منظور این است که ، عناصر فرمالیستی اثر چگونه بر ارائه آن ، اثر می
گذارند.
فیلم آموزشی
( Educational Film )
فیلمی
که هدف اصلی آن آموزش موضوع یا مهارتی است. این فیلم ها عموما برای نمایش در کلاس
های درس ساخته می شوند.
فیلم آرشیوی
( Archival Film )
فیلمی
که به تمامی از فیلم های موجود در بایگانی ساخته شده باشد.
فیلم بلند
( Long Play
)
اصطلاحی که در زمان سینمای صامت به فیلم های طولانی تر از یک
حلقه اطلاق می شد.
فیلم های یک حلقه ای یا کمتر را فیلم کوتاه می
نامیدند.
ایتالیایی ها برای اولین بار به ساخت فیلم های بلند
روی آوردند. فیلم های آنها بیشتر تاریخی بود.
فیلم ترکیبی
( Anthology Film )
فیلم
بلندی که از ترکیب و سر هم بندی کردن قسمت های مختلف فیلم های متفاوت ، بر اساس
مضمونی مشترک با حضور بازیگر یا بازیگرانی خاص ساخته می شود. گاهی از
این نوع فیلم ها ، کمپانی های مختلف فیلم سازی برای نشان دادن فیلم هایی که توسط
استودیوی آنها ساخته شده ، استفاده می کردند.
فیلم جلوه های ویژه
( Effects Film )
فیلم
هایی چون جنگ ستارگان ( Star Wars ) و ... که موفقیت خود را در وهله
اول مدیون ایجاد جلوه های ویژه اند.
در این فیلم ها شخصیت پردازی و قصه پیچیده ای دیده
نمی شود ، در عوض تمام فشار روی خلق جلوه های دیدنی متمرکز شده است.
فیلم چند قسمتی ، فیلم چند
اپیزودی ( Episode Film )
نامی که
معمولا به فیلمی شامل چند قسمت کوتاه و در خود مستقل ، و یا قسمت هایی که به نوعی
به هم مربوطند داده می شود.
برای نمونه فیلم تولد یک پروانه ( 1376 ) ساخته مجتبی
راعی.
فیلم خبری
( Newsreel ، News Film
)
فیلم کوتاهی که به شکل گزارش گونه ، رویدادهای خبری و وقایع قابل توجه
را پوشش می دهد.
تا دهه 1950 که تلوزیون پوشش خبری را به عهده گرفت ،
پخش این فیلم های خبری جزئی از برنامه سینماها بود ، حتی برخی از سینماها فقط فیلم
های خبری پخش می کردند.
ضبط اینگونه فیلم ها از اواخر قرن نوزدهم ، در فرانسه
و توسط فیلم بردارانی که برای برادران لومیر کار می کردند آغاز شد.
در ابتدا در این فیلم ها رویدادهای سیاسی و نظامی
الویت داشتند.
با ورود تلوزیون به خانه های مردم برنامه های خبری تلوزیونی جای
این فیلم های خبری را گرفت و امروزه ، تلوزیون با امکانات خیره کننده ای مانند
ماهواره ها که در اختیار دارد ، پوشش کاملی از تمام رویداهای و حوادث جهان چه سیاسی
، ورزشی ، هنری و ... را عرضه می کند.
فیلم روایی
( Narrative Film )
هر فیلم
که قصه ای را روایت کند و بر خط قصه تاکید خاصی داشته باشد و یا به تعبیری جنبه
دراماتیک داشته باشد.
فیلم های مستند هم اگر در پی روایت قصه یا ماجرایی
باشند جزء فیلم های روایی هستند.
فیلم غیر داستانی
( Nonfiction Film
)
فیلمی که به شخصیت ها و رویدادهای واقعی و نه تخیلی بپردازد.
از جمله فیلم های غیر داستانی می توان به این گونه ها
اشاره کرد : مستند ، فیلم های سفرنامه ای ، فیلم های آموزشی ، فیلم های
خبری.
همچنین ببینید : فیلم مستند
چیست؟
فیلم کامر اشپیل
( Kammerspielfilm
)
کامراشپیل واژه ای به زبان آلمانی است به معنای بازی اتاقی ، و اصطلاحی
است برای نمایش هایی که تماما در یک اتاق می گذرد اما در سینما به نوعی فیلم صامت
اطلاق می شد که در دهه 1920 در آلمان ساخته می شدند.
فیلم های کامراشپیل ، آثاری
ناتورالیستی و روانی بودند که در فضاهای سرد و تاریک می گذشتند.
مشخصه بارز این فیلم ها ، عدم وجود میان نوشته یا
کمبود آن بود ، همچنین این فیلم ها بیشتر بر حالت های ظاهری شخصیت ها و رفتار آنها
تکیه می کرد. این تاکید گاه به صحنه هایی با حرکت های کند و افراط در بازیگری منتهی
می شد ، اما در ضمن احساسات درونی تکان دهنده ای را به نمایش می
گذاشت.
فیلم گوتیک
( Gothic Film )
فیلمی که از قواعد
رمان های گوتیک پیروی می کند. به عبارت دیگر ، فیلمی که در فضاهای غریبی مانند یک
قصر قدیمی می گذرد ، رویدادهای عجیبی در آن اتفاق می افتد ،
اغلب شخصیتی با چهره ای شیطانی و قدرتمند در فیلم
حضور دارد ، قهرمان زن فیلم معصوم و آسیب پذیر است و گهگاه
حضور عناصر ماوراء الطبیعه در فیلم حس می شود.
برای مثال فیلم هایی مانند ربکا ساخته آلفرد هیچکاک و
برخی از فیلم های دراکولایی.
فیلم نامه غیر اقتباسی
( Original Screenplay )
فیلم نامه
ای که در اصل برای تولید فیلم نوشته شده و از روی یک کتاب یا نمایش نامه اقتباس
نشده. فیلم نامه نویسان یا فیلم نامه های غیر اقتباسی را پیشاپیش می نویسند و
یا قراردادی بر اساس خط قصه ای مشخص ، می بندند.
فیلم نوار
(Film Noir
)
عبارتی فرانسوی به معنای فیلم سیاه.
فیلم نوار ، ژانر سینمایی خاصی است که در اواخر دهه
1940 و اوایل دهه 1950 در هالیوود رونق داشت.
این فیلم ها دنیای سیاه ، تلخ و خشن تبهکاران را به
نمایش می گذارند که افراد آن چهره های عصبی ، سرسخت و عبوسی دارند ، صحنه ها سرشاز
از سایه های سنگین و تضاد شدید نور و سایه است.
برخی از تحلیل گران بر این عقیده اند که سبک این نوع
فیلم ها ، به ویژه صحنه آرایی و نورپردازی و نیز حال و هوای سنگین حاکم بر آنها از
سینمای اکسپرسیونیستی آلمان متاثر است. اما عامل اصلی موثر در شکل گیری این ژانر را
باید در رمان های دو پلیسی نویس آمریکا یعنی ریموندچندلر ( Raymond
Chandler ) و دشیل همت ( Dashiel Hammett ) جست و جو
کرد.
این فیلم ها را نمی توان در یک دسته منسجم با مضامین ، شخصیت ها ، طرح قصه
و قراردادهای مشترک قرار داد تا به صورت یک ژانر ، قابل تشخیص باشند ، در عوض وجه
مشترک آنها ، بدبینی نسبت به سرشت فاسد انسان ، آمادگی برای ابراز خشونت ، ناهنجاری
روانی در شخصیت ها و تاکید بر صحنه های تلخ و خشن در شهر است.
از جمله فیلم های
مطرح این گونه سینمایی می توان به خواب بزرگ ( 1945 ) ساخته هاوارد هاکس ، غرامت
مضاعف ( 1944- Double Indemnity ) ساخته بیلی وایلدر (
Billy Wilder ) و بوسه مرگ ( 1947- Kiss Of Death )
ساخته هنری هاتاوی ( Henry Hathaway ) اشاره کرد.
فیلمو گراف (
Filmograph )
فیلمی معمولا مستند ، که فقط شامل تعداد
زیادی عکس است. دوربین روی عکس های متعدد چرخش افقی یا زوم انجام می
دهد.
فوتوریسم (
Futurism )
یک جنبش هنری که در ایتالیا و اوایل قرن بیستم
شکل گرفت و هنر سنتی را طرد و از حضور جنبه های فنی و صنعتی در هنر حمایت می کرد.
همچنین این جنبش متمایل به طرد گذشته بود. در این جنبش تعداد محدودی فیلم ساخته شده
است.
کالت مووی ( Cult
Movie )
فیلمی که از محبوبیت عام برخوردار نیست ، اما مورد
توجه گروه های خاصی از تماشاگران است. این فیلم ها را معمولا در سینماهای دانشگاه
ها یا در سانس های خاصی از سینماها نمایش می دهند.
کالیگاریسم (
Caligarism )
عبارتی که توسط منتقدان فرانسوی مصطلح شد.
این عبارت برگرفته از فیلم مطب دکتر کالیگاری ( 1919- The
Cabinet Of Dr. Caligari ) ساخته روبرت وینه ( Robert
Wiene ) است.
مطب دکتر کالیگاری یکی از فیلم های بسیار مهم تاریخ
سینما و متعلق به مکتب اکسپرسیونیسم است.
معمولا این واژه برای توصیف فیلم هایی که جهانی آکنده
از هرج و مرج و جنون را به نمایش می گذارند و از طراحی صحنه ، سبک و تکنیکی مانند
فیلم های اکسپرسیونیستی برخوردارند ، استفاده می شود.
کرونو فتوگراف (
Chronophotographs )
تصاویر پی در پی که ایتن – ژول ماره (
در دهه 1880) با دوربین تفنگ مانند خود ثبت می کرد.
در این وسیله عدسی در انتهای لوله ای دراز قرار می
گرفت و یک صفحه شیشه ای در محفظه ای می چرخید و دوازده عکس در یک ثانیه می
گرفت.
متحرک سازی ، انیمیشن
( Animation )
فرایند فیلم برداری قاب به قاب از
تصاویر ، طرح ها ، عروسک ها یا حتی موجودات زنده که در آن هر قاب نسبت به قاب قبلی
، تغییری جزئی و پیش رونده را به نمایش می گذارد. اگر این قاب ها با سرعت استاندارد
24 قاب در ثانیه ، روی پرده به نمایش در آیند ، متحرک و جاندار به نظر می
رسند.
همچنین ببینید : انيميشن (پویانمایی)
چيست؟
متحرک سازی با پاک سازی
( Scratch – Off Animation )
نوعی متحرک سازی که در
آن نوشته ها یا اشیا از ناکجا ظاهر می شود. از این روش به ویژه در عنوان بندی
استفاده می شود.
در این روش ، ابتدا اثر مورد نظر روی یک طلق و با رنگ
محلول در آب ، آماده می شود ، سپس طلق ، زیر دوربین و به طور سر و ته قرار می
گیرد. پس از آنکه چند قاب اول از کل اثر فیلم برداری شد ، دوربین از حرکت می ایستد
، بخشی از طلق شسته شده و محو می شود و مجددا چند قاب فیلم می گیرند و این فرایند
را تکرار می کنند تا تمام اثر پاک شود.
مجموعه ها
( Series )
مجموعه
ای از فیلم های بلند داستانی ، که هر یک قصه مستقلی دارد ، اما در آنها شخصیت یا
شخصیت های اصلی یکسانی حضور دارند و خط کلی قصه و ماجراهای تمام آنها نیز از حال و
هوای یکسانی برخوردار است.
این فیلم ها بر اساس الگوهایی که امتحان موفقیت خود
را به خوبی پس داده اند ، بنا می شوند و معمولا استودیویی آنها را می سازد که نمونه
های قبلی را ساخته ، زیرا تولیدش برای آنها سریع تر و ارزان تر تمام می
شود.
ساخت اینگونه مجموعه ها از دهه اول تاریخ سینما شروع
شده است.
از جمله این مجموعه ها می توان به جنگ های ستارگان (
Star Wars ) ساخته جرج لوکاس ، ایندیانا جونز (Indiana
Jones ) ساخته استیون اسپیلبرگ و ... اشاره کرد.
محصول مشترک (
Co-Production )
فیلمی که به طور مشترک توسط فیلم سازان دو
یا چند کشور ساخته می شود. در این حالت معمولا هزینه تولید هم بین کشورهای سازنده
تقسیم می شود.
ملودرام (
Melodrama )
نوعی نمایش یا فیلم که در اصل ، ساده و احساسی
اند و بیشتر با درگیر کردن احساس تماشاگر سر و کار دارند تا با درگیر کردن ذهن او.
در ملودرام ، مسائل اخلاقی به تقابل خیر و شر محدود می
شود و شخصیت ها عمدتا یا خوبند و یا بد.
در این نمایش ها فضایل خوب ستوده می شوند و با پیروزی
یا موفقیت شخصیت خوب ماجرا ، معمولا به خوبی و خوشی ، همه چیز به پایان می
رسد.
در سال های آغازین تاریخ سینما و با ریشه دار شدن فیلم های بلند روایی ،
ملودرام ها بسیار پر طرفدار بودند.
موج نو
( New Wave
)
جنبشی در سینمای فرانسه که از اواخر دهه 1950 شروع شد و در 1962 به اوج
خود رسید.
این جنبش خواستار ابداع موضوعی و تکنیک ها و روش های
فیلم سازی بود. این جنبش از سوی گروهی از جوانان سینما دوست فرانسوی
آغاز شد که عمده آنها ، فعالیت های سینمایی خود را با تحلیل و بررسی سینما و فیلم
ها و نوشتن نقد به ویژه در نشریه کایه دو سینما آغاز کرده بودند.
این جنبش از طرفی به دلیل برخورد با سینمای سنتی و فوق
العاده احساسات گرای فرانسه و از طرف دیگر به دلیل گرایش آنها به نوعی سینمای شخصی
، شکل گرفت.
برخی از ویژگی های فیلم های این جنبش از این قرار است :
برخوردی
معمولی و عموما فاقد احساسات گرایی نسبت به شخصیت ها ، طرح قصه ای باز و رئالیستی ،
استفاده از دوربین ها و وسایل سبک و قابل حمل برای فیلم برداری ، تاکید روی فیلم
برداری در مکان های واقعی ، رعایت ایجاز و سادگی و استفاده کم از دیالوگ و ...
.
از چهره های شاخص این جنبش می توان به ژان لوک گدار ( Jean - Luc
Godard ) ، فرانسوا تروفو ( Francois Truffaut ) و کلود
شابرول ( Claude Chabrol ) اشاره کرد.
ناتورالیسم (
Naturalism )
در عرصه ادبیات و رمان ، ناتورالیسم نوعی
رئالیسم افراطی است که زندگی تلخ آدم هایی را که از نظر روحی ، ظاهرا تک بعدی هستند
، به تصویر می کشد.
در واقع این دیدگاه از فلسفه سربرآورده. در فلسفه ،
ناتورالیسم به مکتبی گفته می شود که معتقد است ، همه پدیده های طبیعی
بر اساس اصول و قوانین علمی قابل تبیین هستند و به برخورد علمی با شخصیت گرایش دارد
، به ویژه اینکه سرنوشت هر فرد تنها به مدد اراده او شکل نمی گیرد بلکه مسائلی
مانند توارث و محیط هم در آن دخیل است.
امیل زولا ، نویسنده فرانسوی شاخص ترین چهره این مکتب
در ادبیات است.
این نوع ادبیات تاثیر خاصی بر سینما برجای گذاشت برای مثال برخی
از فیلم های گانگستری و آثار متعلق به فیلم نوار (Noir - Film ) را
به خاطر دیدگاه یکسویه شان از سرشت بشر در جامعه ای تلخ و سیاه ، می توان
ناتورالیستی نامید.
نئورئالیسم (
Neorealism )
جنبشی در سینمای ایتالیا که بیشتر واکنشی بود
به محدودیت های هنری و فرهنگی اعمال شده بر صنعت سینما و سایر جنبه های فرهنگی در
زمان حاکمیت فاشیسم و برگرفته از وضعیت اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی این کشور در
دوران جنگ جهانی دوم و بلافاصله سال های پس از آن ، که اوضاع سیاسی نابسامان و
اوضاع اقتصادی بسیار بد بود و فقر و بیکاری سراسر ایتالیا را فرا گرفته بود.
از
جمله ویژگی های این گونه فیلم ها می توان به این موارد اشاره کرد : ماجراهایی
برگرفته از مشکلات و ویژگی زندگی روزمره مردم ، استفاده از فضاهای واقعی و رئالیستی
، حرکت دوربین های ساده و تدوین های ساده و عاری از پیچیدگی و ... . از چهرهای شاخص
این جنبش می توان به چزاره زاواتینی ( Cesare Zavattini ) ، ویتوریو
دسیکا (Vittorio De Sica ) ، روبرتو روسلینی ( Roberto
Rossellini ) و لوکینو ویسکونتی ( Luchino Visconti ) نام
برد.
از فیلم های مهم این جنبش نیز می توان به دزد دوچرخه (
1948 ) ساخته ویتوریو دسیکا ، رم شهر بی دفاع ( 1945- Rome,
Open City ) ساخته روبرتو روسلینی و زمین می لرزد ( 1948- The
Earth Trembles) ساخته لوکینو ویسکونتی اشاره کرد.
نیمه مستند (
Semidocumentary )
فیلمی داستانی و غیر مستند که برای
القای حس واقعی بودن به تماشاگر ، از تکنیک های مستند سازی استفاده می کند.
در این فیلم ها معمولا دوربین حرکت کمی دارد و در اغلب
اوقات نیز ثابت است و فیلم عمدتا از برداشت های بلند تشکیل شده.
در این فیلم ها معمولا وقایع را در مکان های واقعی و
با نورپردازی طبیعی فیلم برداری می کنند و از بازیگران غیر سرشناس استفاده می کنند.
همچنین این فیلم ها از تدوینی ساده و به دور از هر گونه پیچیدگی
برخوردارند.
وسترن اسپاگتی
( Spaghetti Western )
فیلم های وسترنی که عموما در
ایتالیا تهیه می شد ، فیلم برداریشان در یوگوسلاوی و اسپانیا صورت می گرفت و
بازیگران آمریکایی در آن بازی می کردند.
از فیلمسازان مطرح این نوع فیلم ها می توان به سرجیو
لئونه ( Sergio Leone ) اشاره کرد و از فیلم های مطرح او در این ژانر
نیز می توان به خوب ، بد ، زشت (Good Bad Ugly ) ، به خاطر یک مشت
دلار ( 1964- For a Fistfull of Dollars ) و روزی روزگاری در غرب (
1967- Once Upon a Time in the West ) اشاره
کرد.
« نمایی از فیلم خوب ، بد ، زشت، از فیلم های مهم ژانر
وسترن اسپاگتی »
ویدیو آرت یا
ویدئو هنری (Video
Art)
ویدیو هنری شاخه ای از هنر است که مرتبط با تصاویر
(عکس ) متحرک که شامل ویدیو و موزیک (موسیقی, آهنگ) است.
به ویدیو هنری, فتو ویدیو یا فتو کلیپ نیز می گویند.
فتو کلیپ نام یک برنامه ساده نمایش و تدوین عکس های
دیجیتالی است به همین دلیل نام ویدیو هنری را ترجیح می دهیم. همچنین ویدیو هنری
نباید با تلویزیون و سینما (فیلم) تجربی اشتباه گرفته شود.
ویدیو هنری در سالهای 1960 و 1970 بوجود آمد که هنوز
بصورت گسترده مورد استفاده قرار می گیرد.
همچنین ببینید: ویدئو آرت یا ویدیو
هنری
ویدیو کلیپ
(Video Clip)
ویدیو کلیپ, کلیپ ها (تکه های بریده شده) از ویدیو
هستند که معمولآ قسمتی از ویدیویی بلندتر تشکیل شده اند.
ویدیو کلیپ ها در فرمت دیجیتالی معمولآ در اینترنت
یافت می شوند که عمده ویدیو کلیپ های جدید در طول سال 2006 بصورت پدیده ای جدید
تاثیر بسزایی بر روی اینترنت و دیگر رسانه ها (مدیا) داشت.
ویدیو کلیپ ها شامل اخبار, وقایع ورزشی, ویدیوهای
تاریخی, موزیک ویدیوها, برنامه های تلویزیونی و ترایلر فیلم هاست.
همچنین ببینید: ویدیو کلیپ, موزیک ویدیو, ویدیو
هنری